452

سال نود و یک همین موقعا بود که منتظر جواب پاتولوژیم بودم ، کی فکرشو می کرد یه روز برسه بشینم از چار پنج سال پیش خاطره تعریف کنم . . . به امید روزیکه اینجا پست شماره ی 1452 رو بذارم . . . 

451

 

درد را هر قدر ادامه دهی ادامه پیدا می کند
درد آن قدر کش می آید که گاهی تمامت را در بر می گیرد

و اما جنس دردها باهم تفاوت دارد

اگر درد از جنس آگاهی و بیداری باشد چه بهتر که تمامت را شامل شود

و اما امان از روزی که درد در ذات خودش چیزی برای ابراز نداشته باشد دردی باشد که روحت را می خورد نه آن دردی که صیقلت میدهد

درد با درد فرق دارد
درد با درد خیلی فرق دارد ....

450

چقدر خوبه یه جمله، یه حرف، یه نگاه و شایدم یه کتاب . . . نگاهتو به زندگی عوض کنه! 

+ به دوستان توصیه می کنم که کتاب " فکرتان را تغییر دهید تا زندگی تان تغییر کند" از برایان تریسی رو ، حتما مطالعه کنن لینک pdf اشم تو گوگل هست خواستین دانلود کنید. 😍

449 این پست رو از دست ندین! یه زنگ هشداره ....

 دیروز به مادرم زنگ زدم.

بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم .

نمی خواهم ارتباطمان قطع شود. هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم .

تلفنش بوق میزند ....
بوق میزند ...
بوق میزند ...
وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است

الان چند سال میشود هر وقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم.

شماره " بیرون " را هم ندارم زنگ بزنم بگویم : " به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده "!

دوست من اگر مادر تو هنوز خانه ست و نرفته " بیرون " ....

امروز بهش زنگ بزن
برو پیشش
باهاش حرف بزن
یک عالمه بوسش کن
صورتتو بچسبون به صورتش
محکم بغلش کن
بگو که دوستش داری
و گرنه وقتی بره " بیرون " خیلی باید دنبالش بگردی .....

باور کنید " بیرون " شماره ندارد...وقتیم بخوان برن به هیچکی هیچی نمیگن و میرن ...
بی خبر بی خبر میرن...

448

وقتی می دونی خدات چقد حواسش بهت بوده . . . یه فرشته رو که یک سال ازت کوچیک تره بهت داده تا همه چیشو به پات بریزه .... تموم زندگیشو ، بهترین روزاشو، سلامتیشو و حتی شغلشو !!! نمی دونی شاکر باشی یا نه!? مگه یه آدم چقد می تونه بزرگ باشه? چقد می تونه مهربون و بخشنده باشه تا حدی که زندگیت رو مدیون اون باشی!? خواهر کوچیکه رو میگم ! گفتم و تا لحظه ایی ام که زنده ام میگم زندگی مو مدیون اون هستم ... بله می دونم بعضی از دوستان میگن زندگیتو مدیون خدات هستی اون درست ولی اگه خواهر کوچیکه نبود خدا هم کاری از دستش بر نمی یومد . . .  هیچی نگید هیچی فقط از ته قلب تون برا من و خواهرکوچیکه البته اون بیشتر دعا کنید... واسه سلامتیش ، مهربونیش، قلب بزرگش، سخاوتش، گذشت کردنش، و نگاه مهربونش . . . 

اینجا ایران است ، ساعت به وقت انسانیت . . .  

مرداد ماه سال 1395 

 

 

پی نوشت: کامنت های خصوصی رو جواب نمیدم