631
+ همسرم قبل بنده کامنتارو چک می کنه ;) نامربوط ها و انرژی منفی ها شیفت دیلیت میشن
+ همسرم قبل بنده کامنتارو چک می کنه ;) نامربوط ها و انرژی منفی ها شیفت دیلیت میشن
خدایا شکرت
. . . دکتر امامی گفتش جلسه ی یازدهم شیمیت رو میندازم هفته ی بعد! سه شنبه 3 مرداد آزمایش میدی، نمیای مطب ! فکر می کنم اینقد بلد شدی که بدونی کبدت اوکی هست یا نه ! اگرم لازم دونستی بفرست تلگرام برام بت بگم چیکار کنی، اگرم آنزیمات بالا بود میندازیم یک شنبه!
دوس دارم هر چه زودتر تموم شه خدا کنه کبدم بازی در نیاره ;)
این مدت اینقد مشغول قضایای مختلفی بودم که شمارش روزها از دستم خارج شد... یک شنبه که زیر سرم بودم یه خانم 59 ساله ام سرمش با من استارت خورد! بنده خدا جلسه ی اولش بود چشاش پر از سوال بود :) یه حسی بهم گفت شاید روش نشه بپرسه خودم پیش دستی کردمو همه ی عوارض و حالاتی که ممکنه براش پیش بیادو بش گفتم ولی باز دیدم همون تمنا توو نگاهشه!!!
دلش طاقت نیاورد گفت خانم جان دستت درد نکنه چه خوب اینارو گفتی ولی موهات چرا نریخته!???
در مورد نوع دارو، دوزش، و توان بدن بیمار و کلی فاکتورای دیگه که ممکنه دخیل باشن اطلاعات جامعی بهش دادم!
مشغول خوردن صبونه هستیم :) بهتر شدم کامنتا باز میشه ;) البته با پیشنهاد همسر جان
+ حواستون جم باشه خوشگلا و خوشتیپا :)
اتفاقات عالی برای افرادی که حداقل یه حرکت برای افتادنش کردند !!!
+ فکر کنید امروزچیکارا کردین ??
;) Move your ass
از چهارشنبه ی قبل جناب شمسیان سوپروایزر تزریقامون خونوادگی تشریف بردن تورنتو، از امروز تا آخرین جلسه م که احتمالا 20 مرداد اینا بشه آقای چزانی همراهی مون می کنن :)
محتاج دعا و انرژی های مثبتتون هستم :) از هر جایی از ایران زمین که هستین
.
.
این خبر بالقوه برا ماهایی که تحت درمان و مشغول مبارزه با سرطان هستیم خبر جالب و خوشایندی نیست! ولی چاره چیه باید راهمون رو ادامه بدیم به همون سرسختی قبل !
لحظه ها و قلب تون پر از نگاه خدا :)
فردا 10 مین جلسه ی شیمی درمانی مو می گیرم :)
+ امروز بیمارستان امام هم برا تیشوی سینه ام 60 سی سی سرم گرفتم، در مجموع 360 سی سی گرفتم ( باشد که فراموش نگردد) !
:)
دیروز آزمایش خونمو دادم به طرز باورنکردنی ایی آنزیمای کبدم میزوون شدن :)
دلیلشم نوع تغذیه م و همچنین یه رژیم یک روزه ی غذایی بود که از پزشک تغذیه م گرفتم!
ریز برنامه ی غذاییم برا پاکسازی کبد:
+ ساعت یک ظهر نهارمو خوردم
+ از ساعت 2 ظهر تا شیش عصر هیچی نخوردم حتی آب!
( از آلمان یه نوع نمک مخصوص برا پاکسازی کبد برام فرستادن که قیمتش 150 دلار هستش، اسم خاصی ام نداره توی ایرانم پیدا نمیشه، دکتر بهم گفت 3 قاشق ازین نمک رو با 4 لیوان آب میکس می کنی، میذاری توو یخچال)
+ ساعت 6 عصر یک لیوان ازون آب نمک رو می خورم به حدی تلخ و بدمزه اس که زورکی می خورمش!
+ساعت 8 عصر مجددا یه لیوان دیگه ازون آب نمک تلخ رو می خورم ، توجه کنید بجز این آب نمک اجازه ندارم هیچ چیز دیگه ای بخورم حتی آب خالی !
( این ترکیب رو که میگم ساعت 8:30 درست می کنم و میذارم توو یخچال که ساعت 10 شب مصرفش کنم، یه لیوان آب گریپ فروت، یک لیوان آب لیموی تازه، یک لیوان روغن زیتون اصل)
+ ساعت 10 شب اون ترکیب رو که دو ساعت تو یخچال بوده طی نیم ساعت می خورم
( من یه خورده سر دل کردم و ساعت 2 شب بالا آوردم، که از دکترم پرسیدم گفتن طبیعیه!)
+ مجددا ساعت 6 صبح یه لیوان دیگه آب نمک تلخ
+ و در نهایت ساعت 8 صبح آخرین لیوان آب نمک رو مصرف می کنم
( دل پیچه شروع میشه ببخشید ببخشید ... اسهال شدید شدم تا ساعت 12 ظهر دم در WC اتراق کردم :))) !!! جونم براتون بگه طی این دستشویی رفتنا چیزای عجیب غریبی ازم دفع میشد!!! که با دکتر جان در میون گذاشتم که گفتش بانو جان این چربی ها اگه دفع نشه ینی نتیجه نگرفتی پس کار رو درست انجام دادی و مطمئنم که آزمایشت عالی میشه! )
+ تغییرات آنزیم های کبدم
مقادیر میزان طبیعی AST) SGOT) در حدود 5 تا 40 واحد در هر لیتر سرم ( بخش مایع خون ) است. بار قبل این مورد 141 واحد بود
که دکتر امامی تشخیص کبد چرب دادن! ولی خوشبختانه دیروز به 21 واحد تنزل پیدا کرده بود 
مقادیر میزان طبیعی ALT ) SGPT ) در حدود 7تا 56 واحد در هر لیتر سرم است. و این مورد دومم 129 بود که 100 واحد افت کرده و به 29 رسیده
ادامه ی مطلبم مطالب تخصصی برا دوستایی که نیاز به اطلاعات بیشتر دارن ;)
.
.
.
.
.
.
در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم !
به خاطر تیشوی داخل سینه م نمی تونم شیش ساعت توو ماشین باشم، واسه همین من با پرواز میرم و همسر جان تایمشو با من مچ می کنه و دقیقا ساعت نشستن من میرسه اونجا!
بهش میگم بی خیال نریم، میگه نه برا روحیه ت خوبه هر چند دلم نمیاد تنهایی بری ولی به خاطر شرایط جسمیت تحمل می کنم دوریتو .
همه تونو دوس دارم یه بووووس گنده ی آبدار رو لپ همه تون :)
اینجا فقط یه وبلاگ صرف نیست اینجا خونه ی دوم ما مبتلایان به سرطان هستش !
و البته بقیه ی دوستان نازنین که مارو دلگرم و همراهی می کنن .
+ البته من شام مخصوصمو یه ساعت پیش سرو کردم
ساعت دعا 10 شب هستش، گروهمون مث بقیه ی گروههای تلگرام یه سری قوانین داره، مهم ترین قانونش اینه کسی حق چت کردن نداره !
البته بنده چون ادمین گروهم هفته ای یکبار مطلب جدید یا خبر خاصی اگه باشه بصورت خلاصه توی گروه قرار میدم :)
خبری که امشب گذاشتم (البته اینو بگم یه خورده از قوانین تخطی کردم چون ساعت 12 بود که پیام رو گذاشتم) این بود که از اعضا خواستم به غیر از دعا برای بیماران مبتلا به سرطان برای بیماران روانی هم دعا بکنیم که اکثریت اعضا ازین پیشنهاد استقبال کردن :)
+ یکی از ممبرهای گروهمون دکتر روانپزشک هستن که توی پی وی این متن رو برام ارسال کردن :
++ بانو جان پیشنهادتون بی نظیر بود ولی به اعتقاد من اگه فرد بیمار شدت اختلالش بالا باشه بعید می دونم با دعا بشه کمکش کرد! حتما باید بستری بشه و تحت مراقبت های شدید قرار بگیره !!!!
+ دکتر جان بله شما در این امر تخصص دارین ولی ما تلاش خودمونو می کنیم چون فی الحال به این بیمار دسترسی نداریم و فقط با دعا و انرژی مثبت می تونیم کمکش کنیم.
+ ورود افراد با افکار منفی به این مکان مطلقا ممنوع حتی برای یه لحظه ;)
از شیش بیدارم :) با آبمیوه و اد شیران سرگرمم !
ایشالله که امروز کنکورتونو خوب دادین عشقایی ام که فردا امتحان میدن خدا پشتو پناهشون :)
+ دعاگوی همه تون هستم
مبینا جانم ایشالله کنکورتو عااااالی بدی این روزا شدیدا به یادتم ;)
آنزیمای کبدم بالا زده جلسه ی بعدیم ( ینی 10 ام) دو روز عقب افتاد که کبد جان یه خورده استراحت کنه :)
وای دکتر امامی چقد تحویلم گرفت :)))) سلاااااااام عروس خانم گلمون .... عشق کردمااااا ...
تنتون سالم لبتون خندون :)
+++ فروغ عزیزم شدیدا دعاگوتم
+خودم :
عشقم من یه دی ماهی ام تک تک این کارا منو به وجد میاره...