ســـلام
دو دل بودم بیام اینجا و بنویسم یا نه.
دو دل بودم چون خودتم درگیر سرطان بودی چون اینجا مریض سرطانی و خانواده سرطانی زیاد میان و میرن.
قبلش خواستم بنویسم که همه ی بیماری ها مثل هم نیست.همه ی بدنها مثل هم نیست .
پس از خوندن این کامنت بگذرین.
+
بانوی عزیزم ما پنجشنبه هته گذشته رفتیم بیمارستان تا مامان برای شیمی درمانی سنگین بستری بشه روز اول که دارو و آزمایش گرفتن و غروب من برگشتم خونه چون مامان گفت فعلا همراه لازم ندارم ولی پدرم بیرون بیمارستان تو ماشین خوابید تا اگه کاری داشت بره پیشش.
تا صبح حالش خوب بوده و بابام که برگشته خونه یه هویی حالش بد میشه در حالی که هنوز هیچ داروی شیمی هم نگرفته بوده که یه هویی تنگی نفس میگیره.
نوار قلب و سونو کبد و ... میگیرن و میگن که کبد دچار سیروز کبدیه و قلب دچار طپش شده.
دیگه شب رفتم پیشش و حالش از این رو به اون رو شد خودم میگم چون تنها مونده بوده و کسی کمکش نکرده اینجوری شده.فکرم نمیکردم اینظوری بشه .وگرنه زودتر بر میگشتم پیشش.
شب تا صبح که پیشش بودم حالش خوب و خوبتر شد تا بهش یه سرم آنتی بیوتیک دادن.
که کمی خواب آلودش کرد.همون موقع رزیدنت دکترش اومد دیدش و رفت از اتاق بیرون ، با بابام حرف زدیم و گفت نمیتونه مامان شیمی بشه چون بیماریش خیلی پیشرفت کرده و بدنش ضعیف شده. و بخاظر کم شدن غذا یکهویی همه چی بهم ریخت.رزیدنت خونسردانه حتی طول عمر مامان رو هم بهمون گفت .چیزی که همیشه مسخرش میکردم که علم پزشکی مثل ریاضی منظق پشتش نی و هر انسان و هر بدن و هر بیماری و هر تغذیه و هر ...چیزی میتونه این آمار و ارقام و جابه جا کنه حالا خودم با شنیدنش یه هویی خودمو باختم.
نذاشتم مامان بفهمه .ترخیصش کردیم اومدیم خونه حال عمومیش خوبه مثل همیشه میخوابه و کمی درد و بیحالی داره دکتر معرفیمون کرد برای طب تسکینی.و تنها چیزی که بهمون داد چند تا دارو برای دهان و انتی بیوتیک و ... بود.
بانو...مامانم با تو سرطان گرفت...تو تمام این سالها من خواننده این پیج و تو خواننده کامنت هام بودی.
حالا من روی یه نقطه ای وایستادم که میگم فقط خدا و خدا ولی ... دلم بدجور ...
[پاسخ:]
دختر اشکم آروم آروم میریزه رو صفحه ی موبایلم....
غلط کرده طول عمر تعیین کرده ... عمر دست خداست
یه عالمه دعا و انرژی مثبت برا مامان جون... بهش بگو بانو سلام میرسونه ، حتمنم بش بگو برات از این لحظه دعا می کنه
عزیز دلم خدا به تو و بابا جون قوت قلب بده که بتونین مثل همیشه قوی و محکم کنار مامان جون باشین.