547

گویا قرار نیست تهوعی در کار باشه :) 

حالم واقعا خوبه اصلا شبیه کسی که شیمی درمانی شده نیستم :) در مقایسه با چهار سال پیش :( از عصر چهارشنبه پدرم در می یومد . . . خدارو هزار مرتبه شکر و به لطف علم پزشکی این قرص های سه تایی اپرپیتانت کاری کردن که اصلا و ابدا تهوع ندارم :) 

یه چیز دیگه ام اینکه امروز برا تشکیل پرونده ی داروهام رفتیم مطب دکتر امامی گفتش با این دارو موها نمیریزه .... ینی دنیا رو سرم خراب شد :( ازون ور کلاه گیس سفارش دادم اینش بماند که قیمتش بالاس ... موهای رفتمو چیکار کنم :(((( !!! شبیه این بندهای خارجکی شدم پشت سرم کم پشت جلوی سرم تا زیر چونه موی بلند . . . 

 

216 قربونه خدا برم...

عدد ۲۱۶ واسه همیشه تو ذهنم حکاکی شد!  امروز روز متفاوتی برا منه :flower1-smiley:...  دیروز آزمایش خون دادم ۸ صب امروز جوابشو گرفتم و راهی انستیتو شدم وقتی وارد اولین راهرو شدم صدای تاپ تاپ قلبمو خودم می شنیدم... خیلی هیجان زده بودم رفتم پذیرش ، پرونده مو گرفتم و اسمم رفت تو لیست ویزیتی های دکتر عقیلی. ۴۰ دیقه منتظر بودم تا بالاخره شماره م که ۵۲۲ بود از پیجر لابی پیج شد بازم ضربان قلبم رفت بالا! یه نفسه عمیق کشیدم و رفتم تو. دکتر آزمایشامو دید و معاینه ام کرد باورتون میشه این جمله رو از دهن دکترم شنیدم: خانم برو پی زندگیت شما خوبه خوب شدی فقط چکآباتو یادت نره! اشک تو چشام جم شد ولی نذاشتم بیان پایین . الان دارم تایپ میکنم دستام میلرزه ... از همه ی دوستای نازنینی که از مهرماه ۹۱ منو همراهی کردن و تو لحظات سختی همدمم بودن یه دنیا ممنونم ببینید شماها دیگه جزئی از زندگی من شده اید چه بخوایید چه نخوایید فدای همه تون بشم بالاخره این روز که همه مون منتظرش بودیم فرا رسید روز شکست سرطان بعد ۱۰ ماه سختی و شیرینی . امیدورام همه ی مریضای کره ی زمین یه روز خوب بشن

+ کامنتای پست پایینی رو تائید نکردم چون هنوز وقت نکردم همه رو بخونم  

+ خواننده های خاموش لدفن روشن بشید من دیگه خوب شدم ...

+  همین جوری!

+ عنوان وبلاگم ممکنه یه جورایی تغییر کنه باید روش فک کنم.

215 خوش آمدید موهای عزیزم!

دیروز یه قرار ملاقاتی داشتم جلوی میز توالت نشستم و تو آینه زل زدم به خودم! عجب ... دیگه نیازی ندارم ابرو بکشم ... دیگه نیازی ندارم چشامو مداد بکشم .... دستی یم تو موهام کشیدم اینقد بلند شده که با اعتماد به نفسه کامل می تونم بدونه پوستیژ از خونه بزنم بیرون! همین کارم کردم . فقط ضد آفتاب زدم و شالمو انداختم رفتم بیرون اینم بگم حتی روژ نزدم! تو خیابون ولیعصر بودم که چنتا پسر 17 / 18 ساله بهم متلک انداختن. هیچی بهشون نگفتم فقط یه لبخندی زدم و سوار تاکسی شدم... می دونید قبلنا حساس بودم کسی چیزی بهم می گفت دوس داشتم تلافی شو سرش در بیارم ولی الان دیگه همه چی فرق کرده آدمایی که تو خیابون منو می بینن نمی دونن این موهای تیغ تیغی چقد واسه من ارزشمندن اونا نمی دونن که من از آبان ماه نود و یک منتظر این لعنتی یا بودم... امیدوارم هیچوقت هیچکس تو موقعیت من نیوفته تا بخواد منو درک کنه.

141هورمون درمانی و بی خبری خونواده!

دیروز به خوبی و خوشی گذشت آخرین جلسه بود و من در ابرها سیــــــر می کردم راستش فکر نمی کردم اینقد برام هیجان آور باشه .

نزدیکای ۲ و نیم بود رسیدیم مطب یه ربع بعدش تزریق شروع شد با صدای دکتر از خواب بیدار شدم!!! خانوم ساعت خواب؟ ملت میان اینجا درد میکشن شما فکر کردی خونه ی خاله ته این جوری تخت گرفتی خوابیدی؟؟؟؟ ینی خوشمزه ترین تزریقی بود که تو این ۷ ماهه داشتم جالب تر کجا بود ۵و نیم که رسیدم خونه رو کاناپه خوابم برده بود تا هشــــــــــــت!!!! خلاصه سرتونو درد نیارم کلا دیروزو در خواب به سر بردم

 و اما قضیه ایی که دکتر بهم گفت:

بنده چـن ماه پیش یه سری "لام" و نمونه هایی از توده ی سرطانیمو از بیمارستان  تحویل گرفتم جهت انجام آزمـــایـش " هيبريداسيون درجا فلورسنت کروموزومي ( فيش) "

+ آزمايش فيش که يکي از مهمترين و با ارزشترين آزمايش ها در تشخيص و درمان سرطان پستان است و يک روش تشخيصي در تعيين ميزان تعداد نسخه هاي ژن her2 دخيل در سرطان پستان

 خلاصه جوابش که اومد دکی چیزی به من نگفت تا دیروز!

چیز خطرناکی نیست فقط چون جو خونه مون یه جوری شده من می ترسم مطرحش کنم  

دکتر گفت :  یه داروی هستش به اسم "تاموکسیفن"  که به مدت ۵ سال باید مصرفش کنی ! ینی تا سال ۱۳۹۷ 

در واقع علاوه بر پرتو درمانی باید به مدت ۵ سال هورمون درمانی بشم .

+ هورمون درماني مانند شيمي درماني، نوعي از درمان در سرطان پستان است كه سلولهاي سرطاني را در تمام نقاط بدن درمان مي‌كند.

+ هورمون‌ درماني بيشتر چه زماني استفاده مي‌شه؟

 زمانی که  سلول‌هاي سرطاني داراي گيرنده‌هاي هورمونی (استروژني و پروژسترونی) باشند. به عبارت دیگر این درمان در افرادی که درتومور آنها گيرنده های استروژن و پروژسترون، مثبت باشد اثر بهتری دارد. که بنده جزو این گروه ام

+ چرا هورمون درماني انجام ميشه؟‌

برخي از انواع سرطان پستان در حضور استروژن سريعتر رشد مي كنند. اين نوع سرطان‌ها «گيرنده استروژن مثبت» دارند و ER+ ناميده مي شوند، که در مورد بنده این بخش مثبت هستش در مورد برخي سرطانهاي ديگر اين مسئله در مورد هورمون پروژسترون صادق است و در نتيجه «گيرنده پروژسترون مثبت» دارند و به آنها PR+ گفته مي شود.

  + هورمون درماني چطور عمل مي کنه؟

هورمون درماني از دو طريق عمل مي كند:

1-   دارو باعث كاهش سطوح استروژن در بدن مي شود و لذا سلول هاي سرطاني به استروژن كمتري دسترسي پيدا مي كنند.

2-   دارو به گيرنده هورموني در سطح سلول هاي سرطاني متصل شده و مانع از دسترسي هورمون اصلي به این گيرنده ها مي شود. به اين صورت دارو مانع تأثير هورمون بر سلول هاي سرطاني شده و در نتیجه باعث مهار رشد آنها مي گردد.

به هر حال، هدف در هر دو روش، محروم كردن سلول‌هاي سرطاني از هورمون‌هاي طبيعي بدن است. اگر به اين هدف دسترسي پيدا كنيم، سلول هاي سرطاني زودتر از بین رفته و رشد سلول های باقی مانده آهسته تر شده و يا متوقف مي شود.

من الان واقعا موندم با خواهرم خیلی صحبت کردیم که نهایتا باید چیکار کنیم؟ تا این لحظه تصمیم خاصی نگرفتیم که به مامانم اینا باید بگیم یا نه؟

140آهرین و هشتمین جلسه شیمی درمانی :)

امروز۲۰/۰۱/۱۳۹۲ هشتمین و آخرین جلسه ی شیمی درمانیمه باورم نمیشه ...  

دیروز با دکی جون صحبت کردم کلی راهنمایی بهم داد . برا رادیو تراپی یه نامه بهم داد که برم پیش دکتر عقیلی میگن کارش خیلی درسته احتمالا از اوایل اردیبهشت پرتو درمانیم شروع میشه به هرحال خیلی خوشحالم یه مرحله از درمانم طی شد انگار همین دیروز بود که شیمی درمانی مو شروع کردم با وجود سختیش، تلخیش، تهوعش و خیلی چیزای دیگه منو خیلی درس داد امیدورام واسه هیشکی هیچ مشکلی پیش نیاد و خدای نکرده اگه پیش اومد بتونه با لبخند باهاش مبارزه کنه روز خوبی داشته باشین فعلا

پ ن :

+ سعیده جان خیلی سعی کردم بهت ایمیل بزنم نمی دونم چرا ۴ روزه که اصن موفق نمیشم وارد یاهو میل شم!

+ آقای مختاری شما هم همچنین آدرسی که گذاشتین اصن وارد نمیشه !

+ دکتر یه مبحثی رو مطرح کرد فردا براتون طی یه پست توضیحش میدم ازتون مشاوره می خوام .

137آینده نگری بانو

به پیشنهاد یکی از دوستای عزیز این پست ُمیذارم و البته به نظر خودمم خیلی جالب هستش

 

.

.

.

 بانو در سال ۱۴۰۲  بپر برو ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

131 هفتمین جلسه شیمی درمانی :)

سلام دوستان  امروز ۹۱/۱۲/۲۰ هفتمین جلسه شیمی درمانی بود

الانم اوکی ام

127 پیش بینی های بانو خانوووم!!!

پیش بینی یام یکی شون درست از آب در اومد M.C.H خون که رفرنس رنجش ۲۶-۳۴ هستش برا من ۲۵ بود!

قرار بود امروز تزریق داشته باشم ولی چون کبدم چرب بود رفرنس رنج = تا ۴۰ ولی مال من ۱۳۴ بودش و نسبتا زیاده برا همین تزریقم شد یک شنبه هفته ی بعد.

 عاقا به دکترم گفتم که ۱۲ بهمن پریود شدم ولی اسفند ماه نشدم و خیلی نگرانم گفتش تا تیرماه نمیشی دیگه . دلم براش تنگ میشه  اونایی که میشن سلاممو بهش برسونن  

بهم گفت: یه کم مواظب وزنم باشم آخه ۷۵ کیلو شدم  قراره دیگه شام پلو نخورم  

112 داروهای متنوع معده و تموم شدن تحمل بانو

از پریروز معده دردم خیلی شدید شده طوریکه دیشب به گریه افتادم در سرتاسر زندگیم هیچوقت اینقد دل نازک نشده بودم. با دکترم حرف زدم گفتم دیگه تحمل ندارم دکی جون چنتا دارو بهم پیشنهاد داد (فامتدین،رانیتیدین،امپرازول،نولپازا ) بش گفتم دکی جون اینارو همه تست کردم  دست آخر گفت خب شربت آلمینیوم ام جی اس رو هم امتحان کن به پسر عمه ام زنگ زدم  و اسم دارو رو بش دادم برام گرفت آورد بالاخره بعد ۳ شب تونستم بدون درد بخوابم   

108 عوارض شیمی درمانی و جامعه ی پزشکان محترم :|

می خوام یه کوچولو در مورد شرایط واقعیم براتون حرف بزنم تا اینجا اینقد جنبه ی فانتزی نداشته باشه وقتی دور دوم شیمی درمانیم شروع شد عوارض داروها رو بدنم خیلی متفاوت بود. دقیقا بعد از تزریقم آب تلخی تو دهنم جمع میشه و حس خیلی بدی بهم میده همش باید یه چیز شیرین دم دستم باشه تا دهنمو شیرین کنم دکترای لامصب هیچی به آدم نمیگن بیمار باید تمامی شرایط رو خودش شخصا تجربه کنه و پشت سر بذاره . امیدوارم جامعه ی پزشکامون بیشتر و بیشتر به فکر روح و روان بیماران باشن تا جیباشون!

104 ششمین جلسه ی شیمی درمانی بانو

امروز ۱۸/۱۱/۱۳۹۱ ششمین جلسه ی شیمی درمانیم هستش. ساعت ۲ ویزیت میشم و تزریقم تا ساعت چهار طول میکشه.

102 خووووورد شددن اعصاب بانو . . .

نموخواااااام دکی دعوام کرد  اسکن مغزُ استخونی که چند هفته پیش گرفته بودم یادم رفت ببرم واسه دکتر تازشم آزمایشمو که دید گفت : چربی کبد رنج نرمالش تا ۴۰ هست ولی برا شما ۸۲ ئه . به همین دلیل تزریقم یک روز افتاد به تعویق !

 همین یه روز جا به جاشدن کل برنامه هامو بهم زد  من برنامه ریزی کرده بودم آخرین تزریقم میشه ۲۶ اسفند و ۲۰ روز بعدش موهام درمیاد ولی با این حساب آخرین تزریقم میشه ۱۵ فروردین و به تبع موهامم ۲۰ روز بعدترش درمیاد ینی باید تا اوایل اردیبهشت کچل تشریف داشته باشم ( عاقا چه بیست در بیستی شد! )

97 خداحافظی با موهای در نیومده !

 یه خبر نه چندان دلچسب!  

گفته بودم بهتون دکی گفت بهم به موهای تیغ تیغی تازه در اومدت زیاد وابسته نشو! (این جمله زیاد پیچیده نشد؟) عاقا ما چون بچه ی حرف گوش کنی می باشیم زیاد وابسته شون نشدیم گفتیم شاید رفتنی باشن که گویا شدن  از امروز صبح متوجه شدیم این چند شوید مویی که داریم قصد عزیمت دارن ما هم طی یک حرکت نمادین باهاشون خداحافظی کردیم (حرکت نمادینش بماند )

84 اینا حساسیتامه!

دیروز گفتم داروهام عوض شدن.

دکی جون گفت : با سری جدید داروهات دیگه تهوع نداری ممکنه بدن دردُ  استخوون درد  داشته باشی  و شایدم دهنت آفت بزنه.البته تا این لحظه هیشکدوم از این عوارضُ نداشتم فقط دیروز برگشتنی یه کم دستام بی حس بود که صبی بیدار شدم رفع شده بود .

به هر حال خیلی خوبه که تهوع ندارم، و این باعث شد بنده امروز به خیلی چیزا سلام بدم :

به نون سنگک

آب هویج

چای شیرین

کلم بروکلی

لیموترش

 هویج پلو

سوپ جو

و . . . خیلی چیزای دیگه که نمی گم شاید الان دلتون بخواد دم دستتون نباشه 

 

 

83 ای بابا ول کن نیستش این لامصب!

امروز ۲۶/۱۰/۱۳۹۱ ساعت ۲ پنجمین جلسه ی شیمی درمانیم بودش داروهام تغییر کرده قبلا اندوکسان بود الان جدیده اسمش تاکسوتره ( همچی اسم این داروهارو می برم انگار فوق تخصص انکولوژیم)

پیشنهاد و توصیه می کنم  تشریف ببرین به  آدرس زیر  و پست سلام بانو رو بخونید من که از خجالت آب شدم

"هر انسانی یک فلش است"

80 اوهووووم !

دارم میرم آزمایش خون بدم .  جوابش فردا میاد سرنوشت سازه

70 وقت گل نی!

بالاخره شنبه رسید!

 دوستایی که از اول درمونم همراهیم کردن می دونن تا این تاریخ ۴ جلسه شیمی درمانی رو پشت سر گذروندم و ۴ جلسه دیگه ام تا  آخر اسفند دارم. ( + ۳۰ جلسه پرتو درمانی در سال ۱۳۹۲ اگه عمری باقی باشه)

طبق پیش بینی های پزشکم و علم پزشکی کسی که شیمی درمانی میشه ۲۰ روز بعد از آخرین تزریقش موهاش شروع می کنه به جوونه زدن ( واسه من میشه ۱۰/ ۰۱/۱۳۹۲)  البته هستن استثنائاتی یک در میلیارد!  که از وسط درمان موهاشون در میاد!

 ظاهرا بنده هم جز اون یک در میلیاردیام و کل معادلات پزشکی رو بهم زدم! از ۳ شنبه هفته ی پیش موهام شروع کرده به جوونه زدن  !!!!!!!!! باورم نمی شد  . . .

ینی چی آخه مگه میشه؟

از ۳ شنبه تا الان بیشتر از ۱۰ بار دوش گرفتم تا ببینم موهام ریزش دارن یا نه؟ ولی حتی ۱ دونه شونم نریخته. ۴ شنبه ام  به دکترم زنگ زدم تا با ایشون در میون بزارم منشیش گفت رفته اسپانیا سمینار داره! هنوز تو شوکم خودمم باور نکردم . . .

  الانم دارم گریه می کنم . . . اینم بگم امروز تولدمه به خاطر همین نگه تون داشتم تا امروز!

 بعدا نوشت : آغا من کلا امروز گوشیم دستم بودو  یکسره دوستام ، خونواده ام، هم کلاسیام و . . . تولدمو تبریک می گفتن   یه مسیج برام اومد ناشناس هم بود حیفم اومد نذارمش اینجا

امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد داشت و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلب ها به مناسبت آمدنت خوشآمد خواهند گفت فرشته اسمانی سالروز زمینی شدنت مبارک !

میگم خیلی تحویلم گرفته هر کی بوده  از این تیکه ی آخرشم خیلی خوشم اومد

68 نمی خواااااااام !

دکترم ماه پیش بهم گفت : از اول دی ماه ناخنات سیاه میشن ( از عوارض شیمی درمانی ) در ضمن لاکم نمیزنی که ببینیم پیشرویش چطوره!

چیکار کنم؟

.

.

.

ادامه نوشته

60 زمستان و شیمی درمانی!

اولین روز زمستون! هوا بی نظیره و بی نظیرتر از هوا اوضاع منه. دوستان حتی یک لحظه پیش نیومد تهوع داشته باشم

58 بازم که تو لامصب!

امروز ۲۸/۰۹/۱۳۹۱ چهارمین جلسه شیمی درمانیه! ساعت ۲ باید برم مطب. دوستان یه خواهشی دارم ازتون ! میشه اینقد ازم نپرسید همه ی موهات ریخته ؟ بله همه ی موهام از فرق سرم تا نوک پاهام + همه ی بدنم ریخته . هر کسم از این لحظه به بعد بپرسه من جوابشو نمیدم !

57 عاقا اوووووضام اوکیه !

امروز آزمایش خون دادم . دکی جون گفت : اوضات خیلی خوبه ! در کمال تعجب هموگلوبین خونت بالاس برا اکثر مریضام اینجوری نیست.

54 پریووووووووووووووود شدم واااااااااااااای . . . .

آقا دیروز من پریود شدم. نمی دونین چقدر خوشحال بودم می خواستم زنگ بزنم به تمامی کسایی که می شناسمشون ! دکی جون ماه پیش گفت احتمالا پریودت از ماه بعد قطع میشه (یکی از عوارض شیمی درمانی)گویا قرار نیست برا من اتفاق بیوفته.

52 شاید تا حالا 10 بار خوابتونو دیدم . . .

دیشب خواب دیدم مو دارم! حس خیلی خوبی بود. . .

51 تهوع از مونیتور لب تابم . . .

سلااااااااااااام دوستای عزیزم خیلی متاسفم از غیبت صغرایم!

 راستش را بخواهید این مدت حال مساعدی نداشتم سرماخوردگی، معده درد شدید و تهوع!

دوستان زیادی لطف کرده بودن و احوالمو پرسیده بودن ولی نتونستم جواب کامنتاشونو بدم چون الان هم زیاد نمی تونم بمونم سرگیجه می گیرم وقتی مونیتورو می بینم فعلا بای

50 لدفن سرما نخورید

دیروز احساس سرماخوردگی بهم دست داد خیلی ترسیدم چون دکی جون خیلی تاکید کرده سرما نخورم !

برا همین سریعا رفتیم بیمارستان ۴ تا آمپول بهم زدن مث آبکش شدم به خدا ! تموم بدنم کبوده

48 ای جانم باز اومدی؟؟؟؟

امروز ۰۷/۰۹/۱۳۹۱ سومین جلسه ی شیمی درمانیم بود .

 یا خدا من به رنگ نارنجی آلرژی دارم و میرم هر جا ظاهر میشه این رنگ نازنین! تو مطب که بودم دیدم روتختی هارو نارنجی کردن!!! (نههههههههههه) تازه یه خانومی هم بغل پیشخون واستاده بود آب پرتقال می خورد !( شانس من بود دیگه )یه چیز دیگه ام هس ولی دیگه روم نمیشه بگم ( بماند )  شاید اگه شد بعدا نوشت اینجا میزارمش شاید قول نمیدم هاااااااااااا اصرار نکنید

47 عاقا دیدگاه ها متفاوته دیگه!

آقا من یه دیدگاهی دارم در مورد نوبت های ویزیتم که بد نیست شماهم بدونید!

بنده هر وقت قراره برم شیمی درمانی تو ذهنم فکر می کنم که یک قرار ملاقاته! برا همین شیک ترین و گرون ترین لباسامو می پوشم .مطمئنم که دکی جونم متوجه این کار من نمیشه و من این کارارو واسه حفظ روحیه + خودم می کنم و خیلی هم تاثیر داره.

46

می دونید چیه ؟

بنده هر روز که از خواب بیدار میشم باید یه تغییر تحولی رخ بده وگرنه نمیشه ! جفت چشام گل مژه زده در حد تیم ملی( مث چینیا شدم)  البته بانو عادت کرده اوووووووه اینقد کش میاد اینقد تحملش بالاس که نگو و نپرس . . .

45 بانوی حرف گوش نکن!

دیشب اصلا خوابم نمی برد سردرد گرفته بودم پا شدم دیدم تو اتاقم نیستم و تو پذیرایی خوابم برده و زیر یک گلدون پر از گل!!!

دکی جونم گفته تا آخرین لحظه ی شیمی درمانیت از گل و گیاه دوری می کنی چون برات حساسیت ایجاد می کنه باز من غافل شدم از توصیه هاش و الان سرم داره از درد می ترکه .

42 آخ جوش های دردناک از تون متنفرم!

امروز صبح که از خواب بیدار شدم و رفتم دست و صورتمو بشورم می دونید با چه صحنه ایی مواجهه شدم ؟ سرتاسر کله ام جوش زده بود ! ( به طرز فجیع و باورنکردنی ایی ) این جوش ها اینقد دردناکن که نمی تونم سرمو رو بالش بزارم