یک تجربه ... یک خاطره ی مبهم ...
برای "ز" عزیز که مادرش کنسر سینه داره و تحت درمانه:
روزایی که پرتو درمانی می شدم خیلی بی حال می شدم بیشتر از ۱۰ دیقه نمی تونستم پیاده روی کنم حتما باید ۵ دیقه استراحت می کردم بعدش دوباره را می یوفتادم.
+ پوست سینه ام می سوخت البته سوزش از درون سینه ام بود انگار یه کاسه مواد مذاب ریخته باشن درونت. از جلسه ی ۱۲ به اون ور رنگ پوستم (اون ناحیه فقط) قهوه ایی شد . هیچوقت پوستم مث بقیه خانومایی که اونجا بودن ملتهب نشد شاید به خاطر سنم بود. خانمای سن بالا اکثرشون دچار التهاب های پوستی می شدن. البته عزیزم اینو بدون اینا همش گذراست الان پوستم مث روز اولش شده ۲ هفته بعد از آخرین جلسه ی برقم سینه ام پوسته پوسته شد و شروع کرد به ترمیم شدن. من چون می دونستم گذراست زیاد لی لی به لالاش نمی ذاشتم برا همین چش هم زدنی ۳۰ جلسه ام تموم شد.
+ یه چیزی یم که هست بستگی به تعداد جلسات داره ( برق معمولی + برق شتاب) که دومی اگه بیشتر از ۵ جلسه باشه حتما التهاب ها و سوختگی های شدید ایجاد میشه.
از پست 461 ، تاریخ 25 آذر ماه نود و پنج در مورد ابتلای مجددم به سرطان پستان دست به قلم شدم!