هر بار که با مامانم اینا میریم ویزیت شم برا شیمی درمانی هر کدوم از آدمایی که میان اونجا بالای ۴۰ تا ۵۰ سالن من تقریبا کم سن ترین آدم اون مرکزم و این قضیه هر سری مامانمو خیلی اذیت می کنه همش میگه دخترم من کاش به جات سرطان گرفته بودم ببین اینا همه هم سن و سال  منن ولی تو چی دخترم؟ آخه دخترکم تو چه گناهی کردی که تو این سن سرطان بگیری؟ و خیلی حرفای دیگه . . . ولی این بار  که رفتیم قضیه فرق می کرد یه مامان بابای ۳۰ ساله رو دیدم که دختر بچه شونو که تقریبا ۱۱ سالش بود و مبتلا به سرطان لنفوم ! هُری دلم ریخت . . .