امروز قراره بریم خونه ی زن داداشه زن داداشم ۲۰ روزه پسرش به دنیا اومده و ما هنوز نرفتیم ! احتمالا بچه شون خیلی خوشگله چون مامانو بابا بزنم به تخته جفت شون تووووووپ ! با دوستم مهسا قرار بود بریم چیتگر دوچرخه سواری که مامان گفت کنسلش کن منم که می دونید کولن بچه ی حرف گوش کنی یم.

کارهای مونده :

+ قرص های کلسیمم ۴ روز تموم شده نمیرم بگیرم! ( این یه قلمو حت من امروز انجام میدم )

+ ۲ ماهه قراره برم بخش پایان نامه های دانشگاه یه سرچی بکنم ولی نمیرم!

+ یک ماهه با زهرا قراره بریم استخر ولی نمی دونم چرا نمیریم!

+ قراره بریم مسافرت می دونم اینقد کشش میدیم که مهرماه میاد و ما دوباره مجبور میشیم برنامه ریزی کنیم واسه تعطیلات نوروز.

+ یه مانتو گرفتم روز سوم زیربغلش جر خورد ۴ ماهه قراره ببرمش خیاطی ولی نمی برمش!

+ و آخری اینکه دوستم شیدا ازدواج کرد قرار بود برم پیشش پشت گوش انداختم همش می گفتم میرم تا اینکه العان پسرش پارسا ۵ سالشه . یه همچین آدمی  یم من ولی خدارو شکر در زمینه دکتر رفتن اصن این طوری نیستم مثلا می دونم ۵ شهریور واسه چکاب، بین ساعت ۹ تا ۱۱ انستیتو کنسر باشم. 

+ خانوم سیما که کامنت خصوصی گذاشته بودین من چه جوری جواب تون بدم ؟ نه آدرس وب نه آدرس ایمیل!