تهران این روزا خیلی سرد شده... نمی دونم واسه من این طوریه یا همه این حسُ دارن؟

 امروز یه ارائه داشتم که تقریبا ۲ساعتو ۱۰ دیقه طول کشید ( ۴۰ دیقه بیشتر از زمان رسمی کلاس) عاقا استادمون کیف می کرد، از نگاش متوجه می شدم هر چی می پرسید من با تفصیل، استدلال و خیلی شیوا  توضیح می دادم.از قضا این آقای دکتر یکی از سخت گیرترین اساتید دانشگاه تهرانه یه جورایی زبانزده ! آخر پرزنتیشنم اعتراف کرد که یکی از بهترین ارائه های ۲۰ و اندی سال سابقه تدریسش بوده!

امروز اساسا روز خوبی بود ...

اصن تو ترافیک نموندم! ( یکی از بزرگترین آمال های بنده س)

 تو پایانه تاکسیا بودم سریع تاکسی پر شد و راه افتاد!

 یکی از بچه های دانشگاه واسه لاغر شدنم کلی بهم انرژی مثبت داد!

مامان یه پول قلنبه بهم داد و تونستم بخش اعظمی از بدهکاریامو صاف کنم!

 و آخریش تمجید و تحسین های آقای دکتر از بنده که خرکیفم کرد