320 سحرخیزی
امروز صبم با وجود سر کار نرفتن همون ساعت ۶ بیدار شدم همه خواب بودن البته الان هم باز همه خوابن خواهر کوچیکه که قربونش برم تا ساعت ۱۱ می خوابه ! البته از موقعی که کنکور دکتراشو داد این طوری بدخواب شده وگرنه قبلنا ساعت ۸ بیدار می شد . راستی رتبه اش یه طوری شد که شبانه تهران قبول میشه که بعید می دونم مامانم موافقت کنه دیشب که باهم حرف زدیم می گفت می خوام بازم بشینم بخونم نمی دونم کار درستی می کنه یا نه . کاش می دونستم کیه که از همون ساعت ۶ صبح یه بند داره سیگار می کشه به خدا دیگه خفه شدیم پنجره اتاقمو که باز می کنم بوش ۱۰۰ برابر بیشتر میشه می بندمشم گرممه دیگه کلافه شدم امروز با آقای بیگدلی مدیر نامرئی ساختمون مون قطعا درگیر میشم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت 8:45 توسط بانو
از پست 461 ، تاریخ 25 آذر ماه نود و پنج در مورد ابتلای مجددم به سرطان پستان دست به قلم شدم!