ساعت 2:44 شب به وقت تهران  از صبح ساعت 8 مشغول اصلاحات پایان نامه ام بودم لامصب اینقد ایراد جزئی بیخود ازم گرفته اه اه ! از روزی که  استاد راهنمام رئیس دانشکده مون شد کلا بی خیال پایان نامه ام شد برا همین منم حتی یه  بار خودمو زحمت ندادم پیشش برم ! فقط پیش  دکتر "ش"  استاد مشاورم می رفتم اونم بنده خدا سوات دوروست درمونی نداره  فکر کنم تو دولت قبلی  مدرک دکتراشو بهش دادن  جالبه ایرادای که بهم گرفته اصلا محتوایی نبودن بنده خدا فکر کرده امتحان دیکته اس صادو سین هامو ضربدر زده . این بماند قسمت جالب تر قضیه اینجاس  غلط های املائی که ازم گرفته رو با لحن دعوا برام نوشته مثلا تو فصل یک اشتباه تایپی داشتم روش خط کشیده و درستشو برام نوشته همین غلط رو تو فصل بعدی تکرار کردم اونم روش خط کشیده و با لحن خیلی تندی نوشته مگه نگفتم این نباید این طوری باشه!!! ( با سه تا علامت تعجب) دروغ نمیگم خدا وکیلی  به فصل آخر که رسیدم دیدم دیگه داغ کرده اینقد عصبی شده همون اشتباه رو مجددا متذکر شده بود ولی این سری با این محتوی:

خانم بانوی عزیز واقعا که !!!!!!!! اینو دیدم دیگه پخش زمین شدم آخه لامصب تو چی فکر کردی ؟؟؟

+ آقای میم ص که کامنت خصوصی زدین حواسم هست حتما با مادرتون تماس می گیرم ممکنه چند روزی به تاخیر بیوفته  خیلی خیلی سرم شلوغه این هفته ( جلسه ی دفاعیه ام + چکاب ام)

+ اینم لینکی که یکی از دوستان خواسته بود فقط یه چیزی عضو سایت شو تا بتونی به خوبی از مطالبش استفاده کنی.