503
چهارشنبه کلاس اسکیت داشتم ، مامان با تردید ازم پرسید که کلاسمو میرم یا نه!!!?
.
.
می خوام بهتون بگم این شمایین که تعیین می کنین که خونواده، دوستان، همکاران و هم کلاسی هاتون توی دوران بیماری چطوری با شما برخورد کنن! می دونم خیلی سخته شاید هر کسی نتونه سرطان رو اینقدر راحت هضم کنه حالا چون بار دومم هست خیلی سریع این موضوع برام هضم شد . ولی خواهشا نذارین اندوه بخشی از زندگی تون بشه ...
اندوه مثل چاقی می مونه خیلی راحت میاد سراغت و بهت مسلط میشه! ولی به سختی کنده میشه !
( من الان یه بیمار مبتلا به سرطان محسوب میشم، ولی وقتی باشگام یا کلاس اسکیتم فرقی بین خودم و خانوم بغل دستیم نمی بینم چرا ورزش نکنم? چرا پیاده روی مو نرم? و هزارتا چرای دیگه که جوابش فقط توی ذهن خودمونه ! لطفا رو خودتون کار کنید )
+ نوشته شده در شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 10:23 توسط بانو
از پست 461 ، تاریخ 25 آذر ماه نود و پنج در مورد ابتلای مجددم به سرطان پستان دست به قلم شدم!