504
سرطان یه پیرمرد ریش سفید نسبتا نورانیه !
چند روزیه وارد خونه مون شده من الان روی کاناپه م ایشونم روی مبل کنار شومینه اس !
نیم نگاهی بهم می کنه ، منم یه چشمکی بهش میزنم . . . دوتامون می دونیم که قرار نیست خیلی زیاد باهم باشیم با چشمامون بهم فهموندیم که زیاد همو اذیت نکنیم . . .
پی نوشت : من این شکلی سرطان رو مهار می کنم !
بهتون قول میدم
+ نوشته شده در شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 21:9 توسط بانو
از پست 461 ، تاریخ 25 آذر ماه نود و پنج در مورد ابتلای مجددم به سرطان پستان دست به قلم شدم!