سرطان یه پیرمرد ریش سفید نسبتا نورانیه !

چند روزیه وارد خونه مون شده من الان روی کاناپه م ایشونم روی مبل کنار شومینه اس !

نیم نگاهی بهم می کنه ، منم یه چشمکی بهش میزنم . . . دوتامون می دونیم که قرار نیست خیلی زیاد باهم باشیم با چشمامون بهم فهموندیم که زیاد همو اذیت نکنیم . . . 

 

پی نوشت : من این شکلی سرطان رو مهار می کنم ! 

بهتون قول میدم