هشتمین جلسه ی شیمی درمانیم با همراهی همسر جان بود! شرایط برام بسیار قابل تحمل تر بود ( خودمونیمآآآ . . . این مردا چی دارن که مث مسّکن عمل می کنن!!??) 

خدایا شکرت بابت این همه آرامش و امنیت :) 

+ ازین همه محبت و مهربونیهم خیلی ممنونم :))))) ببخشید که کامنتارو جواب ندادم.