تو را بانو ناميده‌ام

بسيارند از تو بلندتر، بلندتر

بسيارند از تو زلال‌تر، زلال تر

بسيارند از تو زيباتر، زيباتر

اما بانو تويي

از خيابان که مي‌گذري 

نگاه کسي را دنبال نمي‌کشاني

کسي تاج بلورينت را نمي‌بيند

کسي بر فرش سرخ زرين زير پايت 

نگاهي نمي‌افکند

و زماني که پديدار مي‌شوي 

تمامي رودخانه‌ها به نغمه در مي‌آيند

در تن من

رنگ‌ها آسمان را مي‌لرزانند

و سرودي جهان را پر مي‌کند

تنها تو و من

به آن گوش می سپريم! 

+ از طرف همسر جان . . . جان جانان :)